X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
 
همکلاسی
پایگاه مجازی دانشجویان دانشگاه اسلامشهر
شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1389 :: 12:01 ب.ظ ::  نویسنده : آتنا

تا مهر توام در دل شوریده نشست
وافتاد مرا چشم بدان نرگس مست
این غم ز دلم نمی‌نهد پای برون
وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست

دوران بقا بی‌می و ساقی حشواست
بی زمزمهٔ نای عراقی حشو است
چندانکه فذالک جهان می‌نگرم
بارز همه عشرتست و باقی حشواست  

 

میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت
وز عالم راز بی‌خبر خوانندت
گر خیر کنی فرشته خوانند ترا
ور میل بشر کنی بشر خوانندت     
 
 گل کز رخ او خجل فرو میماند
چیزیش بدان غالیه‌بو میماند
ماه شب چهارده چو بر می‌آید
او نیست ولی نیک بدو میماند